باسمه تعالی
شناخت، پایه دین است و اظهار عقیده و انجام کارهای نیک از روی شناخت،به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر میدهد. لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) به کمیل فرمود:
” هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت خیر و شر آن نیازمند هستی.”[1]
و در فرازی از زیارتنامه حضرت معصومه (علیها السلام) که از امام رضا (علیه السلام) نقل شده، میخوانیم:
“از خدا میخواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانااست.”[2]
لذا نتیجه میشود که قبل از هر چیز باید اهل بیت (علیهم السلام) و شخصیت های بزرگی چون حضرت معصومه (علیها السلام) را شناخت و درک پاداش و درجات ارزش، وابسته به این شناخت میباشد.
در این راستا، شاید این سؤال مطرح گردد با این که حضرت معصومه (علیها السلام) چندین خواهر داشت، چرا برآنها برتری یافت؟
این سؤال در مورد حضرت زهرا (علیها السلام) نیز مطرح است. باید در پاسخ گفت: این دوبانو، علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه ها و میدان های ایمان و عمل، ممتازبودند و در این راستا با انتخاب خویش، درجات عالی ارزش های والای انسانی را پیمودند و با عرفان و عمل خود بود که آن گونه درخشیدند.
از ویژگی های حضرت معصومه (علیها السلام) این بود که به علوم آل محمد (علیهم السلام) آگاهی داشت و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل میکرد و از راویان و محدثان به شمار میآمد. این موضوع تا بدان حد است که وجود شریفش، حجت و امین پدرش امام کاظم (علیه السلام) بود، چنان که درفرازی از زیارتنامه غیر معروفه ایشان آمده است:
“سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام)، و حجت و امین او.”[3]
بنابراین حضرت معصومه (علیها السلام) حجت و امانت دار پدرش امام کاظم (علیه السلام) بود. در نتیجه ایشان، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی گردید.
علاوه بر این، حضرت معصومه (علیها السلام) در صحنه های علم، عرفان، ایمان، سیاست و حمایت از مقام امامت، بسیار ممتاز بود. به عنوان نمونه اگر چه ظاهرا ایشان با همراهان خویش به شوق دیدار برادرش حضرت رضا (علیه السلام) عازم خراسان گردید، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنی دار و عظیم آن بزرگوار برای حمایت از ولایت امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) و تقویت مسأله امامت بود که در ظاهربه صورت سفر برای دیدار برادر عنوان میشد.
از سوی دیگر، ایشان در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت؛ چنان که عبادتگاه او که آن را “بیت النور” گویند، گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.
آری، علاوه بر شرافت خانوادگی، این مقام علمی و عملی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) است که سبب گردیده تا ایشان از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وحضرت زهرا و خدیجه کبری (علیهما السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) باشد.
بنابر این، آنچه انسان را به مقامات ارجمند میرساند، ایمان و عمل است، چنان که امام باقر(علیه السلام) فرمود:
“سوگند به خدا،شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.”[4]
و نیز فرمود:
“به ولایت و دوستی ما جزاز راه انجام عمل نیک و پرهیزکاری نمیتوان رسید”.[5]
و معصومه (علیها السلام) چنین بود …
«برگرفته از “حضرت معصومه، فاطمه دوم“، تألیف: حجة الإسلام محمدی اشتهاردی»
پاورقی ها:
[1] (تحف العقول، صفحه 171)
[2] (بحار الأنوار، جلد 99، صفحه 265)
[3] (انوارالمشعشین، جلد 1، صفحه 211)
[4] (اصول کافی، جلد 2، صفحه 74)
[5] (اصول کافی، جلد2، صفحه 75)