فرزندي حضرت عيسي (علیه السلام ) طبق مسيحيت مشکل جدي بوجود آورده است که به وضوح ديده مي شود و اکثرا آن مسأله را قبول کرده اند و فرض شفاعت بي چون و چرا از طريق حضرت عيسي (علیه السلام) تعداد زيادي را به خود جلب ميکند ، اين درحالي است که وقتي عدل الهي به طور ساده در اسلام مطرح مي شود ، ايجاد سنگيني وسختي براي غير مسلمين مي نمايد . توضيح نظر اسلام در مورد حضرت عيسي و ديد اسلام نسبت به تمام انسانها چيست؟ ( به طور مثال مسيحيت همه انسانها را در بدو خلقت گنهكار ميشناسد).
اسلام حضرت عيسي (علیه السلام ) را بنده مقرب الهي و از پيامبران اولوالعزم مي شمارد و وظيفه هر مسلماني است که تمامي پيامبران الهي قبل از خاتم الانبياء ، رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم ) را تصديق نمايد . همچنين همانطور که در آيه 157 سوره نساء آمده است ، حضرت عيسي مصلوب نگشته و کشته نشده است [1]و هم اکنون به قدرت و اراده الهي زنده مي باشند و در زمان ظهور مهدي موعود (عج)، آن بزرگوار را ياري مي نمايد .
اسلام مقام شفاعت را به طور مقيد و مشروط به اذن الهي تثبيت ميکند و اين مقام را براي اولياء الهي و از آن جمله انبياء و حضرت عيسي (علیه السلام ) بر مي شمارد . اما اين شفاعت ، بي چون و چرا و مستقل از نظر خداوند نمي باشد ( همانگونه که اين امر در آيات متعدد قرآن آمده است از جمله در آيه 23 سوره سبا [2]و در آيه 109 سوره طه [3]ذکر شده است ).از نظر آئين آسماني اسلام ، هرفرد که متولد مي گردد نه تنها گنهکار نيست ، بلکه استعداد بالقوه شناخت واقعيتها را به صورت کلی در وجود خود از جانب خدواند به وديعت دارد . و اين همان است که قرآن از آن به فطرت تعبير مينمايد[4]. پس هر انساني در بدو تولد طيب و طاهر و داراي جهت گيري به سمت حقيقت ، پاي به دنيا مي گذارد ؛ اما در دنيا مردم به دو گروه تقسيم ميشوند : عده اي پاي بر روي تمايلات فطري و الهي خود مي گذارند و عده اي ديگر اين استعدادهاي فطري را شکوفا مي کنند . از ديد اسلام ملاک ارزش هر فرد به ميزان ايمان و عمل او به فرامين الهي ( اعم از بايدها و نبايدها ) است که قرآن کريم از آن تعبير به تقواي الهي ( رعايت جانب خدا ) مي نمايد و ميفرمايد : “. . . گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست . . . “[5]پس در منطق اسلام نژاد و رنگ و زبان و . . . ملاک برتري نيست .
پاورقی ها:
[1] ( سوره نساء ، آیه 157 )
[2] ( سوره سبأ ، آیه 23 )
[3] ( سوره طه ، آیه 109 )
[4] ( سوره روم ، آیه 30 )
[5] ( سوره حجرات ، آیه 13 )