اسلام رابطه دنيا وآخرت را چگونه تبيين مي نمايد ؟ آيا از نظر اسلام دنيا و آخرت دو امر کاملا متفاوت و جدا از هم مي باشند ؟ بر پايه آئين اسلام ، مشخصات فرد دنيا طلب چگونه ترسيم شده و چه کساني طالب آخرت معرفي گشته اند ؟
در بينش اسلامي ، دنيا و آخرت دو حقيقت جدا و قابل تفكيك از يكديگر به حساب نميآيند، بلكه اگر از منظرصحيح به آنها نگريسته شود ، يك مجموعة واحد و جداييناپذير را تشكيل ميدهند كه به طور كامل با يكديگر مرتبط مي باشند. بر طبق نگرش اسلام كه برگرفته از قرآنكريم، سنت نبوي و سيرة گفتاري و رفتاري ائمه اطهار (علیهم السلام ) است، آخرت و آخرت طلبي ممدوح و مورد ستايش است اما دنيا مشروط بر نحوه نگرش به آن ، ممدوح يا مذموم ميباشد.
به طور كلي اسلام ، نحوة نگرش به دنيا را دوگونه ترسيم مينمايد. يك ديدگاه ، ديدگاهي است كه در آن به دنيا به چشم هدف نگريسته ميشود و انسان ، منتهاي هدف خويش را دنيا قرار ميدهد. بنابراين چنين شخصي به اشياي پيرامون خود دل ميبندد و تمام تلاش خود را در راه بدست آوردن و اندوختن متاع دنيوي به كار ميگيرد، بدون آنكه از آنها كوچكترين بهرهاي در راه رسيدن به كمال حقيقي و سعادت جاودانة خود ببرد و بوسيلة آنها ، حيات ابدي و اخروي خويش را سامان دهد. برطبق چنين نگرشي به دنيا، دنيا و آخرت با يكديگر تضاد كامل دارند، چرا كه سرآغاز حيات اخروي چنين شخصي ، مقارن با جدايي او از آنچه كه براي دنياي خويش فراهم كرده ، ميباشد.[1] اسلام چنين نگرشي به دنيا را مذمت نموده[2] و اين چنين شخصي را فردي فريبخورده توصيف مينمايد كه سرمايه خويش را ( كه همان عمر اوست) به زودي از دست ميدهد ؛ ولي در قبال آن هيچ سود و بهرهاي را بدست نخواهد آورد.[3]
اما در مقابل اين ديدگاه، بينشي قرار دارد كه بر طبق آن به دنيا به ديد وسيله نگريسته ميشود نه هدف و دنيا (همانگونه كه حقيقت موجود در خارج نيز آنرا تأئيد ميكند) سرايي موقت و گذرا پنداشته ميشود كه محل اقامت نيست بلكه هنگام جمعآوري توشه براي اقامتگاه دائمي انسان است.[4] فردي كه ديدگاه او اين چنين است اين جهان را مقدمه و كشتگاهي ميداند كه ثمره و بهرة آن در آخرت برداشت ميشود و در صورت استفاده صحيح از آن ، سعادت ابدي او مهيا ميشود. در ديدگاه چنين شخصي ، مال و مقام و . . . هرچند كه فرضا كمال برخورداري از آنها را نيز داشته باشد، به خودي خود ارزشي ندارد . لذا او به آنها دل نميبندد، بلكه تمام سعي و تلاش خويش را مي نمايد تا حداكثر بهره برداري از آنها را در جهت تحصيل رضاي خداوند بنمايد. چنين نگرشي به دنيا نه تنها مذموم نيست بلكه اسلام آنرا ميستايد [5]و آنرا در هماهنگي كامل با آخرت توصيف ميكند و شخصی را كه اينگونه به دنيا بنگرد و تمام سعي و كوشش خويش را در برگرفتن توشه از آن به كار گيرد را نه تنها دنيادار نميداند، بلكه او را طالب آخرت و به دنبال كمال توصف ميكند.[6]
از آنچه كه گذشت به خوبي مشخص ميشود كه زهد نيز در نگاه اسلام دل نبستن به اين دنياست و نه عدم بهره برداري صحيح از آن در تمامي امور . بر طبق تعاليم اسلامي يك مسلمان با اين ديدگاه نسبت به دنيا، نه تنها هيچگاه نبايد دچار سكون و عدم تحرك گردد، بلكه بايد تمامي تلاش و كوشش خويش را به كار گيرد تا از لحظه به لحظه حيات دنيوي خويش و لوازم مادي در اختيارش براي سفر آخرت خود و زندگي جاودانه اش در آن سرا، توشه برگيرد. به بيان ديگر راه سعادت ابدي انسان از متن دنيا ميگذرد و بدون بهره برداري صحيح از دنيا، هرگز آدمي قادر نخواهد بود به سعادت ابدي خود در آخرت نائل شود.[7]
پاورقی ها:
[1] (نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 431)
[2] ( اصول كافي جلد 2 ، صفحه 315 (عربي) ( نهجالبلاغه ، كلمات قصار، شماره 415)
[3] (نهجالبلاغه ، كلمات قصار شماره 415)
[4] ( نهجالبلاغه ، كلمات قصار شماره 280) (نهجالبلاغه ، كلمات قصار، شماره 150) (عوالی اللآلی ، جلد 1 ، صفحه 267 )
[5] در بین کلماتی که از امیر المؤنین (علیه السلام ) نقل گشته ، نگرش وسيله اي به دنيا به عنوان مثال در احاديث زير آمده است:
– ‘‘ جز اين نيست كه دنيا منتها حد بينايي كوردل است. او از ديدن غيردنيا ،[ ناتوان]است. و بينا و بصير چشم خويش را درست بازكرده و آنرا (دنيا) ميبيند و ميداند كه در پس آن سراي ديگري است. پس بصير با نظر افكندن از دنيا دوري ميجويد و كور تمام توجهش به آن است. فرد بصير از آن توشه بر ميدارد و كور براي آن توشه تهيه مينمايد . ‘‘ ( نهجالبلاغه ، فرازی از خطبه 133)
ـ ‘‘ دنيا براي ديگري آفريده شده است و براي خود آفريده نشده است. ‘‘ (نهجالبلاغه ، كلمات قصار، شمارة 463)
ـ ‘‘ ای مردم ! بدنيا نظر كنيد مانند نگاه كردن كسانيكه از آن اعراض و دوري نمودهاند. زيرا سوگند به خداي دنيا بزودي ساكنش را دور ميكند و داراي نعمت و دولت وامنيت را مصيبت زده و اندوهناك ميسازد. چيزهايي كه گذشته و پشت كرده، باز نميگردد و آنچه كه بعد از اين خواهد آمد ، نامعلوم است تا براي آن منتظر بود. خوش آن (دنيا) با اندوه آميخته است و قوت و توانايي و جواني مردان آن به ضعف و ناتواني و پيري ميرسد. پس فراواني آنچه كه در دنيا از آن خوشتان ميآيد، شما را فريب ندهد، زيرا بهرة شما در دنيا از آنچه به آن دسترسي داريد ، كم است. ‘‘ (نهجالبلاغه ، فرازی از خطبه 103)
ـ ‘‘ مردم در دنيا دو دستهاند. يكي در دنيا براي دنيا كار ميكند كه او را دنيا گرفتار ساخته و از آخرش بازداشته، ميترسد بازماندگانش به تنگدستي دچار شوند و از تنگدستي خود (در آخرت) ايمن و آسوده گشته، پس (چنين شخصي) زندگي خود را در سود ديگران به سر ميرساند. و يكي در دنيا براي آخرت كار ميكند [پس بيآنكه كار كند. (به دنبال دنيا رود و فقط براي طلب دنيا كار كند) آنچه براي اوست از دنيا ميرسد] پس هر دو بهره را جمع نموده و هر دو سرا را بدست آوردهاست و نزد خدا با آبرو گشته و از او حاجتي نخواهد كه روا نسازد. ‘‘ (نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 269)
[6] (نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 131)
[7] ( نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 150)