
“تقوای مسیحایی”
یکی از تعالیم مشترک میان همه ادیان الهی، پرهیزکاری و تلاش برای صیانت از روح در سایه اطاعت و بندگی است. هر بار پیامبری از جانب خدا به سوی بشر آمده، در کنار همه آموزههای خود، تأکید ویژهای بر رعایت

یکی از تعالیم مشترک میان همه ادیان الهی، پرهیزکاری و تلاش برای صیانت از روح در سایه اطاعت و بندگی است. هر بار پیامبری از جانب خدا به سوی بشر آمده، در کنار همه آموزههای خود، تأکید ویژهای بر رعایت

“…إنما المسيح عيسي ابن مريم رسول الله و کلمته ألقاها إلي مريم و روح منه…” مسيح، عيسي بن مريم فقط فرستاده خدا و كلمه (و مخلوق) او است، كه او را به مريم إلقا نمود و روحي (شايسته) از طرف

در کـتـاب امـالى[note]1- کتاب امالی شیخ صدوق (ره) – صفحه 331 و 332[/note]از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که عیسى (علیه السلام) به اصحاب خود مى فرمود: “اى فـرزنـدان آدم! از دنـیـا بـه سـوى خـدا بـگـریـزیـد و دل هایتان

«سلام بر من؛ روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى میرم و روزى که زنده مبعوث مى شوم.»[note]1.”والسلام علىّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیاً” (سوره مریم، آیه 33)[/note] امام رضا (علیه السلام) مى فرماید:

دنیا و دنیا پرستی در نزد اهل آخرت آن قدر مذموم و ناپسند است که آنان در پندهای خود به اهل دنیا کوشیده اند با بیانات تکان دهنده خویش چنین افرادی را از خواب غفلت بیدار کنند. عیسی بن مریم

آیا تا به حال فکر کردهای که در زندگی با چه کسانی دوست هستی و با چه کسانی نشست و برخاست میکنی و زندگی ات چه مقدار تحت تاثیر اعمال و رفتار آنهاست؟ حقیقت آن است که بدون دوستی ها،

روش تبليغى همه پیامبران الهی بر تواضع و فروتنى استوار گشته است؛ زیرا كسى كه مىخواهد پيامى، آن هم پيام پروردگار را به مردم برساند، بايد در مقابل مردم در نهايت درجه خضوع و فروتنی باشد. يعنى پرمدعايى نكند، اظهار
قرآن، انجیل را کتابی الهی، دارای هدایت، نور و موعظه میداند. اما انجیل در نزد مسیحیان، مجموعهای از نوشتههای پس از عیسی (ع) است و وحی مستقیم تلقی نمیشود. مسلمانان باور دارند انجیل واقعی تحریف شده و نسخههای فعلی با کتاب آسمانی اصیل تفاوت دارند.

از دیرباز در میان یهودیان کسانی در این آرزو بودند که قوم بنی اسرائیل استقلال سیاسی خود را باز یابد. لذا تورات که مسیحیان آن را “عهد عتیق” می نامند، از تاریخ قوم یهود و انتظار دور و دراز آنان برای

نام مادر مسیح، مریم دختر عمران بود. مادر مریم، وقتی او را حامله شد، نذر کرد فرزند در شکم خود را، بعد از به دنیا آمدن خادم مسجد (محرر) کند، و او در حالی این نذر را میکرد که میپنداشت

… سرانجام مریم در حالی که کودکش را در آغوش داشت از بیابان به آبادی بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد (فاتت به قومها تحمله). هنگامی که آنها کودکی نوزاد را در آغوش او دیدند، دهانشان از

قرآن مجید بیش از بیست صفت از اوصاف بر جسته ولایت و اوصاف اولیای خدا برای عیسی (علیه السلام) بر شمرده است که راه نیل به آنها طهارت روح است. کسی که راه طهارت را طی کرده است میتواند از

کلمات خطیب در فضای خانه طنینانداز شد و قلبم را لرزاند. **”حضرت زهرا (س) خطبه خوانده است؟”** ذهنم غرق در پرسش شد. اشکهایم هنوز جاری بودند، اما اینبار نه از اندوه، بلکه از عطش حقیقت. تصمیم گرفتم پردههای تاریخ را کنار بزنم و بشنوم…

پس از رحلت پیامبر (ص)، ولایت علی (ع) نادیده گرفته شد و فاطمه (س) خطر تحریف پیام پیامبر را درک کرد. او با استواری در برابر قدرت حاکم ایستاد و در مسجدالنبی هشدار داد که تسلیم شرایط سیاسی، حقیقت اسلام را نابود خواهد کرد. اعتراضش دفاع از ولایت و حقانیت بود.

اسلام بهواسطهی شخصیت یگانهی فاطمه زهرا (س) ویژگی خاصی دارد. خداوند نسل پیامبر (ص) را از طریق دخترش امتداد بخشید، برخلاف برخی انبیای گذشته. فاطمه (س) دارای فضیلتی بیهمتا نزد خداوند است و قداست او در متون روایی و تاریخی، حتی در منابع اهل سنت، تأیید شده است.

ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) با سادگی و دور از تشریفات برگزار شد. جهیزیه مختصر فاطمه (س) از مهریه او تهیه شد. پیامبر (ص) میتوانست جهیزیه مفصلی فراهم کند، اما سادگی و معنویت را بر تجملات ترجیح داد.

حضرت فاطمه (س) خانواده را مقدس میدانست و از عواطفش برای حمایت از همسر و تربیت فرزندان استفاده میکرد. زندگی او و علی (ع) بر پایه فضیلت، همدلی و رشد متقابل بود. وحدت و هماهنگی در زندگی مشترک را بر تجملات و مادیات ترجیح میدادند.

حضرت فاطمه (س) در عبادت بینظیر بود، تا حدی که پاهایش از ایستادن ورم میکرد. عبادات او چنان عظمت داشت که خداوند آن را ستوده است. پس از هجرت پیامبر (ص)، علی (ع) همراه فاطمه (س) و گروهی از مسلمانان به مدینه آمد و با شجاعت، دشمنان را ناکام گذاشت.