کرامت

«امیر کرم»

باسمه تعالی لطف و کرم و مهربانی‌اش، دوست و دشمن نمی‌شناخت. یکی از خدمتکارانش گلی به او هدیه داد؛ در عوض او را در راه خدا آزاد کرد. [note]1- بحار جلد 43، صفحه 343[/note] مردی از شهر شام به او

بیشتر بخوانید...

« عفو حسینی »

عُصام بن مصطَلَق گوید: (در سفری) وارد مدینه شدم، حسین بن علی (علیه السلام) را دیدم، از سیمای خوش و قیافه جذاب او خوشم آمد، و آن کینه‌ای که سینه‌ام از پدر او پنهان داشت، حسد مرا برانگیخت، (به قصد

بیشتر بخوانید...