توشه راه

“توشه راه”

ابراهيم ادهم روايت كرده كه: “من با قافله در صحرا مى رفتم. كارى پيش آمد و از قافله جدا گشتم. پس ناگهان با كودكى كه در حال راه رفتن بود، برخورد كردم. گفتم: سبحان الله! صحرايى بى آب و علف

بیشتر بخوانید...