« روز پاداش »
روز عید فطری، امام حسن مجتبی (علیه السلام) مردی را سرگرم بازی و خنده دیدند، به اصحاب خویش روی کرده، فرمودند: “خداوند ماه مبارک رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت بپردازند. در این
روز عید فطری، امام حسن مجتبی (علیه السلام) مردی را سرگرم بازی و خنده دیدند، به اصحاب خویش روی کرده، فرمودند: “خداوند ماه مبارک رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت بپردازند. در این
حضرت فاطمه معصومه(س) دختر امام کاظم(ع) در سال 173 هجری در مدینه متولد شد و در 201 هجری پس از حرکت به سوی خراسان و مسمومیت در ساوه، در قم رحلت کرد. ایشان بانویی عالم، راوی حدیث و شفیعه شیعیاناند که امام رضا(ع) زیارتش را همسنگ زیارت خود دانسته است.
در تمدنهای قدیم زن موجودی پست و حتی غیرانسانی دانسته میشد، اما اسلام زن و مرد را همجنس و برابر معرفی کرد. قرآن کریم تأکید میکند عمل هیچکس، زن یا مرد، ضایع نمیشود و ملاک برتری تنها تقواست. بنابراین زن مؤمن و فاضل میتواند از مرد برتر باشد.
امام صادق(ع) قم را «کوفه کوچک» و جایگاه ویژهای برای آن معرفی کردند و خبر دادند بانویی از نسلشان، فاطمه بنت موسی، در آنجا رحلت کرده و شفاعتش موجب ورود همه شیعیان به بهشت میشود. حضرت معصومه(س) در سال 201 هجری پس از بیماری در ساوه به قم آمدند و پس از 17 روز رحلت کردند و مزارشان امروز زیارتگاه شیعیان است.
اسلام علمآموزی را برای زن و مرد یکسان واجب دانسته و پیامبر(ص) بر آن تأکید کردهاند. نمونه روشن آن، حضرت معصومه(س) است که در غیاب امام کاظم(ع) به پرسشهای شیعیان پاسخ داد و امام پس از دیدن نوشتهها سه بار فرمود: «فداها ابوها». این نشاندهنده جایگاه علمی زنان در اسلام است.
امام رضا(ع) ثواب زیارت حضرت معصومه(س) را بهشت دانسته، اما شرط آن را «زیارت با معرفت» معرفی کردهاند. معرفت یعنی شناخت مقام الهی اولیای خدا، پذیرش فضائل آنان، دوری از دشمنانشان، و پیروی عملی از سیرهشان. بنابراین زیارت واقعی تنها با محبت، ولایتپذیری و الگوگیری در زندگی معنا مییابد.
شناخت، اساس دین و شرط ارزش اعمال است. حضرت معصومه(س) به دلیل علم، عرفان، ایمان و حمایت از امامت بر خواهرانش برتری یافت. ایشان حجت و امین امام کاظم(ع) و راوی علوم اهلبیت بودند و هجرتشان به قم نشانه پشتیبانی از ولایت بود. عبادتهای خالصانهاش نیز مقام معنوی ویژهاش را آشکار ساخت.
روایت جانسوز شهادت حضرت عباس(ع) در کربلا، پیوند عاطفی بیمانند او با سکینه دختر امام حسین(ع) را نشان میدهد. سه روز تشنگی، امید کودکانهی سکینه به دستهای عمو، و بازگشت غمبار پدر بدون عباس، صحنهای از اوج مظلومیت و غربت اهلبیت(ع) در عاشورا را به تصویر میکشد.
سقایی در میدان جنگ نشانه رشادت بود؛ از علی(ع) در بدر و مالک اشتر در صفین تا عباس(ع) در کربلا. وقتی آب بر حسین(ع) و اهلبیتش بسته شد، حضرت عباس(ع) با دلاوری بارها آب آورد. اوج ایثارش هنگام ورود به فرات بود که با یاد تشنگی حسین(ع)، از نوشیدن آب گذشت و مشک را پر کرد، اما لب تشنه بازگشت و به شهادت رسید. سلام خدا بر سقای دشت کربلا.
حضرت عباس(ع) در عاشورا نماد شجاعت، وفاداری و اخلاص بود. حملات او هیبت سپاه دشمن را در هم شکست و دلها را لرزاند. علمدار حسین(ع) با نیت الهی و نه صرفاً عاطفه خانوادگی، تا آخرین لحظه استوار ماند و جان فدا کرد. شهادتش پشت سیدالشهدا(ع) را شکست و داغی بزرگ بر اهلبیت گذاشت.
در تاسوعا شمر برای عباس(ع) و برادرانش اماننامه آورد که با پاسخ قاطع او رد شد. روز عاشورا عباس(ع) ابتدا عبدالله، سپس عثمان و جعفر را به میدان فرستاد تا در راه خدا و حسین(ع) شهید شوند. سرانجام خود نیز مظلومانه به شهادت رسید و همگی وفاداریشان را ثابت کردند.
در زمان علامه بحرالعلوم هنگام بازدید از مرقد حضرت عباس(ع)، معماری پرسید چرا با وجود قد رشید آن حضرت، قبر کوچک است. علامه با گریه پاسخ داد که عباس(ع) قامت بلندی داشت، اما در عاشورا آنقدر شمشیر و نیزه بر پیکرش فرود آمد که بدنش تکهتکه شد و امام سجاد(ع) پارههای بدنش را جمعآوری و دفن کرد.
حضرت عباس(ع) مشک آب را عزیزتر از جان در آغوش داشت و در میان کمین دشمنان پیش میتاخت. با قطع دست راست و سپس دست چپ، باز هم از محافظت مشک دست نکشید و آن را با دندان نگاه داشت. تیرهای دشمن بر پیکر عباس نشست تا سرانجام تیر بر مشک خورد و امید کودکان خاموش شد. عباس با آخرین توان خود فریاد زد «حسین جان اکنون مرا دریاب» و جان به راه وفا فدا کرد.
در کربلا پرچم سپاه امام حسین(ع) به حضرت عباس(ع) سپرده شد؛ او شجاعترین، وفادارترین و منسجمکننده سپاه بود. پرچمداری در جنگ نشانه پایداری و انسجام بود و سقوط پرچمدار شکست روانی میآورد. پس از شهادت عباس(ع)، امام حسین(ع) فرمود کمرم شکست و سپاه پراکنده شد.
عباس(ع) برای آوردن آب به فرات زد، پاسبانان گریختند. با مشک آب راهی خیمه شد اما دشمن با تیر و کمین راهش را بست. دو دستش بریده شد، با رجز و امید پیش رفت تا تیر به مشک و سینهاش خورد. بر زمین افتاد و حسین(ع) فرمود: اکنون پشتم شکست.
ایثار بالاترین درجه جود و سخاوت است و قرآن مؤمنان را به آن میستاید. در کربلا جلوه کامل ایثار در وجود حضرت عباس(ع) آشکار شد؛ او در اوج تشنگی آب نخورد تا حسین(ع) و کودکانش بینصیب نمانند، اماننامه دشمن را رد کرد و جان خود را فدای امام و دین کرد.
عباسبنعلی(ع) نمونهای بیهمتا از وفاداری و ایثار است؛ او اماننامه دشمن را رد کرد، با ادب در کنار امام حسین(ع) ماند و حتی در اوج خطر برادرانش را پیش از خود به میدان فرستاد. امام صادق(ع) فرمود عباس(ع) مقامی نزد خدا دارد که همه شهیدان به آن غبطه میخورند.
خلاصهٔ ۵۰ کلمهای متن شما:
حضرت عباس(ع) نمونهٔ کامل ادب، وفاداری و ایثار در برابر امام خویش بود؛ همانگونه که علی(ع) در برابر پیامبر(ص) بود. او با فروتنی و جانفشانی، مردم را با جایگاه امام آشنا کرد و الگویی شد برای دفاع از ولایت. تاسوعا یادآور اقتدا به این سیرهٔ والا است.
عباس (علیه السلام) با وفاداری و شجاعت، برای رساندن آب به خیمههای تشنه امام حسین (علیه السلام) به میدان رفت. با دستان قطع شده و زخمی، دشمنان را دفع کرد، مشک آب را حفظ نمود و در نهایت با فداکاری جان خود را فدای امام و تشنگان کرد، تجلی واقعی ایثار و وفاداری بود.

حضرت عباس (علیه السلام) پرچم عاشورا را با وفاداری و شجاعت حمل کرد، دستهایش قطع شد ولی هرگز پرچم را رها نکرد. او در خطبه و میدان، جان و مال خود را برای حفاظت از امام حسین (علیه السلام) فدا کرد و الگوی ایثار، شجاعت و وفاداری به اهل بیت شد.