« قهرمان صبر »
زينب كبري (عليها السلام) ، پيام آور خون شهداي كربلا و همراه امام حسين (عليه السلام) در نهضت خونين عاشوراست. حضرت زينب(عليها السلام) ، دختر اميرالمؤمنين(عليه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در سال پنجم هجري، روز 5 جمادي
زينب كبري (عليها السلام) ، پيام آور خون شهداي كربلا و همراه امام حسين (عليه السلام) در نهضت خونين عاشوراست. حضرت زينب(عليها السلام) ، دختر اميرالمؤمنين(عليه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در سال پنجم هجري، روز 5 جمادي
از آنجا که فطرت هر انسان آگاه و بیدار دل، همواره او را به کمال طلبی و تکامل، رهنمون میگرداند و همچنین به روشنی میدانیم که کسب همه کمالات و زیباییها، در سایه تقرب به ذات الهی و آن کمال
ايمان به خدا آثار و لوازمی دارد و مسؤوليّتها و تعهداتي به دنبال مي آورد كه هركسی نمي تواند بدان ها جامه عمل بپوشاند و به آثار و لوازم آن عمل كند. از جمله این لوازم، مبارزه و جهاد در
در مورد دوران کودکی و نوجوانی زینب (علیها السلام) اطلاعات زیادی در دست نیست؛ ولى پس از گذشتن دهها سال از این دوران، زینب از خانه بیرون مى آید و حادثه سرنوشت ساز کربلا، او را به ما نشان مى
زن در جهان بینی اسلامی از مقام و جایگاه حقیقی خود که مرتبه ای رفیع محسوب می شود، برخوردار است. بدون تردید یکی از امتیازات اسلام که آن را به بهترین نسخه ی زندگی بشر مبدّل ساخته، رویکرد آن به
پس از آنکه زینب (علیها السلام) به سن رشد رسید، خواستگاران بسیاری پیدا کرد که برخی از آنان از اشراف و روسای قبایل عرب بودند. آنان گمان داشتند بخاطر ثروتشان یا منصبی که در جامعه دارند می توانند به افتخار
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریا عصمت و طهارت حامله بود حضرت ختمی مرتبت در مدینه نبود و به یکی از اسفار رهسپار بود، چون آن مظلومه از عالم رحم به عرصه وجود خرامید،
خویشتن را در آستانه سعادت و نیک بختی یافت و آرزوی بزرگ زندگی اش را برآورده نگریست. موج شادی و شادمانی کران تا کران دل نا آرام او را گرفت و خانه و زندگی و دفتر بزرگ تجارت و مدیریت
تاریخ بشر از ابتدا تا کنون زنان فراوانی را به خود دیده است. در هر دوره، هزاران هزار زن با اخلاق و منشهای متفاوت پا به عرصه وجود گذاشتهاند. اما در این میان، برخی از زنان در عصر خود بین
مکه، صدای همهمه ی کاروان را که به شهر نزدیک میشد، میشنید. مردم به پیشباز آمده بودند. صدای زنگ شتران با سرود و سروش پیشبازان در هم آمیخته بود و هیاهویی به پا کرده بود. کاروان به شهر رسید و
علاقه و محبت خود را به او انكار نمی كرد و هیچكس برایش، جای او را نمی گرفت. صفحات تاریخ یكی پس از دیگری ورق میخورد، اما چند صفحه نخستین آن كه نام او را در كنار نام پیامبر(صلی الله
“… ما سروران و پیشگامان عرب هستیم و شما نیز شانی دارید. قبیلهی من فضایل شما را انکار نمیکند و هیچ کس افتخار و شوکت شما را نادیده نمیگیرد… ما خواستار آن بودیم که با محبت و جلال شما پیوند