باسمه تعالی

از محمد پیامبر خدا به نجاشی أصحم پادشاه حبشه؛

تو با ما در آشتی هستی! اکنون من آفریدگار را نزد تو ستایش می‏کنم: خداوند مالک و مقتدر که از هر عیب و نقص و تباهی، پاک و مبرا است. خداوندی که همگان را در پرتو عنایت خود از هر آسیبی نگاه می‏دارد و بر همه موجودات غالب و فرمانروا و همه چیز در دست قدرت او است.
گواهی می‏دهم که عیسی پسر مریم، روح خدا و کلمه اوست که خداوند روح او را به مریم عذرای پاک القا نمود و مریم بر او باردار شد …

اینک من تو را به خداوند یگانه و اطاعت از فرمان او دعوت می‏کنم و (تو را دعوت می‌کنم به) اینکه از من که فرستاده او هستم، پیروی کنی و به آنچه بر من نازل شده است، ایمان آوری …

(بخشی از نامه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به نجاشی، پادشاه مسیحی سرزمین حبشه)[1]

شاید یکی از شاخص ‏ترین خصوصیات پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در فضای ظلمانی و پر خشونت جاهلیت، فروغ معنوی سیره ایشان را دو چندان آشکار می ‏کند، اهتمام آن حضرت به دعوت انسان‏ها به اسلام از طریق گفتگو و تعاملات فرهنگی و سعی در ایجاد بستری آرام و دوستانه و در عین حال مبتنی بر منطق و استدلال بوده است. چه بسا از همین منظر بتوان به الهی بودن دعوت ایشان پی برد؛ چنانکه تاریخ، افراد زیادی را به یاد می ‏آورد که از همین رهگذر به شرف اسلام نائل آمده ‏اند.

سیره آن حضرت در این باره تصویر کاملاً روشنی ارائه می ‏دهد. ایشان در مناظره دینی خود با قوم یهود، پس از اینکه یهودیان مغلوب می‏شوند و برای اندیشیدن مهلتی درخواست می‏کنند، می‏ فرماید: “من به شما مهلت می‏ دهم، اما از تعصب بکاهید و بر انصاف بیفزایید تا خداوند شما را هدایت کند.”[2]

همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در نامه‏ هایی که به اقوام یهودی و مسیحی می‏ فرستد، ضمن یاد کردن از جناب موسی بن عمران و جناب عیسی بن مریم(علیهما السلام) به عنوان رسولان الهی، خود را پیامبری معرفی می‏ کند که نامش پیش‏تر در کتب تورات و انجیل آمده است و با اشاره به آیه 64 سوره آل‏عمران در قرآن، از اهل کتاب دعوت می‏ کند که: بیایید همگی به سوی سخنی رو آوریم که میان ما و شما مشترک است و آن اینکه جز خدا را نپرستیم و هیچ چیز و هیچ کس را شریک او قرار ندهیم …”[3]

سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)مملو از شواهدی است که هر یک به نحوی آشکار کننده روحیه انسان سازی و دلسوزی ایشان نسبت به مردم است.

به عنوان نمونه، در ماجرای فتح بدون خونریزی مکه، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همه مشرکین و سران جنگ افروز کفار را طی یک فرمان بخشش عمومی که هیچ یک انتظار آن را نداشتند، مورد عفو قرار داد؛ اما چند نفری را به جهت اعمالی بسیار زشت و بدی که مرتکب شده بودند، از این عفو عمومی استثناء فرمود. صفوان بن امیه یکی از این افراد بود. وی از آتش افروزان جنگ‏های متعدد علیه اسلام بود و به همین خاطر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمان دستگیری او را صادر فرموده بود.

هنگامی که صفوان از این فرمان آن حضرت مطلع گشت، از ترس مجازات به جده گریخت. عمیر بن وهب، پسر عموی صفوان برای شفاعت از او نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و درخواست عفو او را کرد و آن حضرت نیز نهایتاً صفوان را عفو نمود.

وقتی خبر عفو به صفوان رسید، او ابتدا باور نمی ‏کرد و می ‏گفت باید از پیامبر نشانه‏ای بیاورید تا مطمئن شوم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عمامه یا پیراهن خویش را به عنوان نشانه برایش فرستادند تا او مطمئن شود که بخشیده شده و با خیال راحت نزد ایشان برگردد.

وقتی صفوان نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)آمد و چشمش به ایشان افتاد، عرض کرد: “به من دو ماه مهلت بدهید تا درباره دین اسلام تحقیق کنم.”

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخش فرمودند: “به تو چهار ماه مهلت می ‏دهم که درباره اسلام تحقیق کنی و مسلمان شوی!”

صفوان بن امیه بعدها می‏ گفت: “کسی به این نیک سیرتی و بزرگ منشی نمی‏ تواند باشد، مگر اینکه پیامبر خدا باشد و گواهی می ‏دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و او رسول خدا است.” و لذا مسلمان شد.[4]

حقیقتاً نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با برخورداری از چنین سیرت نیکویی، برای همیشه به جهانیان اعلام فرمود که من نه برای سلطنت بر انسان‏ها و نابودی آنها، بلکه برای حکومت بر قلب‏ها و تربیت و تعالی بشر آمده‏ ام.[5]

(برگرفته از کتاب “محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) راز آفرینش”،نوشته سید جواد هاشمی، با تصرف و تلخیص)

بیشتربخوانید: شرح صدر

برچسب خورده:آیه 64 سوره آل‏ عمران_پیامبر ص در ادیان گذشته_تعاملات فرهنگی_حسن خلق_خشونت جاهلیت_روش های تربیت_سیره پیامبراکرم ص_عیسی پسر مریم_ مهربانی پیامبر ص_مهلتی برای اندیشیدن_نجاشی أصحم پادشاه حبشه

 

پاورقی ها:

 

[1] تاریخ طبری، صفحه 1569- السیرة الحلبیّة، جلد 3، صفحه 344

 متن این نامه با اندکی تفاوت در منابع زیر نیز آمده است :

 بحارالأنوار، جلد 18، صفحه 418 و جلد 20، صفحه 391- قصص الأنبیاء راوندی، صفحه 324

[2] “ (سوره آل عمران، آیه 64)

[3] احتجاج طبرسی، جلد 1، صفحه 23 (در این مناظره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با پنج فرقه یهود، نصاری، دهریون، ثنویه و مشرکان عرب مباحثه می‏ کند و پاسخ اشکالات هر پنج فرقه را می‏ دهد.)

[4] المغازی، جلد 2، صفحه 853- سیره ابن هشام، جلد 4، صفحه60

این داستان در کتاب “من لا یحضره الفقیه” ترجمه آقای علی اکبر غفاری، جلد 4، صفحه 414 نیز آمده است.

[5] طبیعتاً منطق والای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص گفتگو و تعاملات فرهنگی با غیر مسلمانان تا بدانجا کارآمد بوده که طرف مقابل نیز پایبندی خویش را به این اصول حفظ کند؛ و الا به گواهی تاریخ، دین اسلام در قبال متجاوزین و متعرضین، صلابت خویش را حفظ و از هستی خود دفاع کرده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *