متن سوال:

كفار مي گويند چرا در قرآن تا اين اندازه از جهنم و عذاب صحبت شده؟ چرا دائم از عذاب و عقوبت و درد و رنج بحث مي كند؟ آيا چنين خدايي رئوف و رحيم است يا جلاد و خونريز؟ اگر امكان دارد در رد صحبت آنان از خود قرآن آياتي را معرفي كنيد كه بيان كننده رحمت خدا باشد.

متن جواب:

همانطور که در سؤال خود اشاره کردی ، بهتر است ابتدا بررسی کنیم که آیا قرآن کریم تنها از عذاب شدید و دردناک سخن می گوید و یا آنکه حقیقتی دیگر نیز در آن نهفته است ؟ و سپس به دنبال این موضوع برویم که سخن گفتن از عقوبت و درد و رنج اخروی چه اثری دارد ، آیا جز اینست که  برای کسی که عذاب کند ، جز خشونت و نا مهربانی چیز دیگری تصور نمی شود ؟

همانگونه که می دانی در آیات قرآن کریم ، با عبارات و کلمات متعددی به رحمت فراگیر الهی اشاره شده است . کلماتی نظیر رحمن ( که اشاره به رحمت عام الهی دارد ) ، رحیم ( که رحمت خاص خدا را نشان می دهد ) ، ارحم الراحمین ، رئوف ، ودود و . . . همه و همه از این دسته به شمار می آیند .

معمولا می توان مهمترین و برجسته ترین مفاهیم یک مکتب را از شعار و عنوان آن دریافت نمود . همانگونه که می دانی ، عنوان تمامی کارهای مسلمین ، عبارت شریف ” بسم الله الرحمن الرحیم ” است که در زوایای گوناگون زندگی مسلمانان رسوخ دارد  و سوره های  مختلف قرآن کریم نیز با آن آغاز می گردد . خداوند اسامی و صفات متعددی دارد ، اما شگفت انگیز است که از میان تمامی این اسامی و صفات ( که 1000 نام آنها در دعای جوشن کبیر آمده ) ، هنگامی که در این جمله شریفه ، می خواهیم از پروردگار خویش یاد کنیم ، او را با دو نام ” رحمان و رحیم ” می ستائیم . اگر به خوبی در برنامه روزانه زندگی یک مسلمان دقت کنیم ، می یابیم که یک مسلمین لا اقل در طول شبانه روز و در نماز خویش 60 بار از رحمت الهی یاد می کند و پروردگار خویش را با این وصف می ستاید .

قرآن و رحمت پروردگار :

کلمه رحمن به جز مواردی که در ” بسم الله ” به کار رفته ، حدود 41 بار در قرآن آمده است و کلمه رحیم نیز به جز دفعاتی که در ” بسم الله ” تکرار گشته ، حدود 80 بار دیگر در قرآن مجید بکار رفته است .

اما اگر آیات مختلف قرآن کریم را بررسی کنیم ، با حقائقی عمیق از رحمت الهی مواجه می گردیم . قرآن کریم  صراحتا از جانب پروردگار متعال اعلام می دارد که خداوند رحمت را بر خویش لازم و واجب ساخته است و می فرماید : ” . . . پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده . . . ” (1) ، اما هیچ کجای قرآن کریم ، هرگز در خصوص عقاب پروردگار چنین سخنی به میان نیامده است . حتی در نقطه مقابل ، قرآن کریم نمونه های گوناگونی را برمی شمرد که خداوند حتی بدون آنکه بندگانش توبه کنند ، با رحمت گسترده خویش ، از عقاب آنان چشم می پوشد . لذا در خصوص گناهانی به غیر از شرک می فرماید : ” خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس ( بخواهد و شايسته بداند ) مى‏بخشد . . . “(2)

رحمت الهی و آغاز و انجام خلقت :

هنگامی که قرآن کریم ازآغاز خلقت انسان سخن می گوید ، سخن از رحمت پروردگار است و منشأ خلقت را رحمت خداوند می داند و می فرماید ” . . . مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همين ( پذيرش رحمت ) آنها را آفريد!. . . ” (3)  و موقعی نیز که به پایان زندگانی دنیوی و برپائی قیامت می رسد ، باز هم از رحمت الهی سخن می گوید و می فرماید : ” بگو: « آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟» بگو: « از آن خداست؛ رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم كرده ؛ ( و به همين دليل،) بطور قطع همه شما را در روز قيامت، كه در آن شك و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد . . . ” (4)

بنابر این طبیعی است حتی هنگامی هم که آیات قرآن کریم خداوند متعال را برای تکذیب کنندگان معرفی می کند ، پیش از هر چیز از رحمت پروردگار سخن به میان می آورد و او را صاحب رحمت گسترده ای توصیف می نماید که رحمت او بر همه چیز سایه افکنده  است : ” اگر تو را تكذيب كنند ( و اين حقايق را نپذيرند)، به آنها بگو: « پروردگار شما، رحمت گسترده‏اى دارد . . . ” .(5)

یأس هرگز ! :

 قرآن این رحمت الهی را آنقدر وسیع می داند که آشکارا اعلام می دارد بجز گمراهان ، هیچ کس از رحمت پروردگارش مأیوس نمی گردد و به نقل از حضرت ابراهیم (علیه السلام ) می فرماید : ” (او) گفت : جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مى‏شود؟! ” (6)  .لذا آن هنگام که دریای رحمت الهی به تلاطم می افتد ، خطاب آیه تغییر می کند و خداوند خود مستقیما با بندگان روی برتافته خویش سخن می گوید . او با تمامی گناهان و نافرمانیهائی که آنان انجام داده اند ، باز آنان را بنده خویش می خواند و به آنان می گوید که از رحمت من مأیوس نشوید ، من تمامی گناهان شما را خواهم آمرزید : ” بگو: « اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.  ” (7)

نمونه هائی از رحمت الهی :

حتی قرآن کریم به این میزان نیز بسنده نمی کند و نمونه هائی از رحمت پروردگار را نیز به ما نشان می دهد . قرآن در آیه 21 سوره روم (8) ، محبت و مودتی که بین زن و شوهر وجود دارد را از جانب پروردگار و نشانه ای از نشانه های او بر   می شمرد . این بدان معنی است که این عشق و علاقه سرشار را نیز خداوند قرار داده است ، و صد البته که رحمت خود او بسیار فراتر از اینهاست .

ما بارها در طول زندگی مشاهده کرده ایم که  شخصی از فرمان فردی دیگر نافرمانی و سرپیچی می کند ، و صد البته طبیعی است که به موجب همین عصیان،  سزاوار تنبیه و مجازات او می شود . اگر واقعا آن شخصی که نافرمانی او صورت پذیرفته است ، انسانی کریم و صبور و مهربان باشد ، نهایتا از نافرمانی انجام شده می گذرد و فرد مقابل را مورد عفو و بخشش خویش قرار می دهد . اما آیا تا کنون دیده ایم که این نافرمانی را کسی فرمانبرداری تلقی کند و آنرا پاداش نیز بدهد ؟  پروردگار مهربان ما در قرآن کریم ، در خصوص عده ای که ایمان می آورند و توبه می نمایند و اصلاح می کنند ، می فرماید که سیئات و نافرمانیهای آنان را به حسنات مبدل می کنم . . . (9)

صفح الهی ، رحمتی بی همانند:

آیا مفهوم صفح الهی را که درمتون اسلامی از صفات پروردگار بر شمرده شده است ، می دانی ؟ ما انسانها ممکن است در طول زندگی خویش نافرمانی فردی را انجام داده باشیم . اگر او از این نافرمانی ما چشم پوشی کند و ما را مورد لطف خویش قرار داد ، طبیعی است که هر موقع او را می بینیم ، به یاد نافرمانی خویش می افتیم و لطف او را به خاطر آورده و در درون خویش شرمنده می شویم . اگر آن فرد در نهایت محبت باشد ، ممکن است کاری کند که نافرمانی و سرپیچی ما از ذهنش فراموش شود ، اما نمی تواند این مسأله را از یاد ما ببرد و شرمندگی ما در برابر خویش را چاره کند . ولی درباره خداوند برعکس است ؛ پروردگار ما هیچ چیز را فراموش نمی کند ، اما به گونه ای عمل می نماید تا ما نافرمانی خویش را فراموش  کنیم و در درگاه او حتی احساس شرم و خجالت نیز ننمائیم . این همان مفهوم صفح الهی است . . .

این همه رحمت ، پس  عذاب چرا ؟

اما این چنین خدائی که این گونه رحمت بی منتهائی دارد ، چرا جهنم را خلق نمود و چرا در قرآن از عقاب آن سخن به میان آورد ؟ آیا آفریدن بهشت ریشه در رحمت پروردگار دارد ولی در هنگام خلق جهنم ، خداوند از رحمت خویش چشم پوشی نموده؟

اگر به تعالیم اهل بیت ( علیهم السلام ) مراجعه کنیم ، با عبارات شگفت انگیزی مواجه می شویم . ائمه ما ، به ما می آموزند که رحمت الهی بر غضب او سبقت دارد (10) و از این بالاتر ، امام سجاد ( علیه السلام ) در فرازی از صحیفه سجادیه ، هنگامی که با پروردگار خویش نجوا می کنند ، خداوند را این گونه خطاب قرار می دهند : ” خدایا ، تو کسی هستی که رحمت او در پیشاپیش غضبش قدم بر می دارد “.(11)

اگر در این فراز بلند دعای امام سجاد ( علیه السلام ) خوب دقت کنیم ، متوجه می شویم که حضرت بدین وسیله سر رشته ای را به دست ما می دهند و به ما می آموزند که  زمام غضب الهی نیز به دست رحمت اوست و اگر خداوند حتی غضب هم می کند، این خشم او برخاسته از رحمت است .

اگر بر این اساس پیش رویم و اندکی تأمل کنیم ، می یابیم که بر طبق بینش توحیدی ، خداوند متعال بی نیاز مطلق است ولذا فرمانبرداری و یاعصیان مخلوقات کوچکترین نفعی به اونمی رساند و یا کمترین زیانی را از او بر طرف نمی سازد . بنا بر این ، اگر پروردگاران ما را به انجام عملی فرمان می دهد و یا از انجام کاری باز می دارد ، برای  سعادت و کمال خود ماست  و بر پایه رحمت و مهربانی اوست که دستورات ، روشها و راهکارهای گوناگونی را از جانب پیامبران خویش برای ما نازل نموده است . اگر ما با اختیار خویش در برابر آنها گردن نهیم ، قطعا به سعادت و کمال دست خواهیم یافت و در غیر این صورت ، سرمایه ای جز زیان  نصیبمان نمی گردد .

انذار الهی ، جلوه ای از رحمت :

اما خداوند تنها به صرف فروفرستادن این دستورات و فرامین نیز اکتفا ننمود و بر طبق رحمت خویش در قبال عمل به این دستورات ، برای ما پاداشی را مقرر نمود و برای عدم فرمانبرداری ما نیز وعید عذابی دردناک را به ما رسانید .

بر این اساس مشخص می شود که عقوبت پروردگار غیر از عقوبت بندگان است که برای دلخوشی و انتقام باشد ، بلکه حتی آفریدن جهنم و سخن گفتن از آن در آیات گوناگون قرآن کریم نیز برخاسته از رحمت الهی است . اگر جهنم نبود و از عذاب آن در دل انسانها هراس وجود نداشت ، بسیاری از انسانها انگیزه ای برای گام گذاردن در مسیر کمال نداشتند و از تباهی خویش رویگردان نبودند و در نتیجه به کمال و سعادت خود نیز دست نمی یافتند . بنابر این حتی سخن از جهنم گفتن نیز تجلی رحمت الهی است و مشخص است که اگر پروردگارمان جهنم را نمی آفرید و یا اگر مطمئن بودیم که هرگز عذاب آخرت به وقوع نمی پیوندد ، دیگر این انذار ارزش و اثری نخواهد داشت و بسیاری از مردم بدون هیچ دغدغه ای مسیر بیراهه را خواهند پیمود .

برای روشن تر شدن بحث ، مثالی را به همراه هم بررسی می کنیم . پدری را در نظر بگیرید که پزشک است و پسری دارد که دارای غده ای خطرناک در درون بدن خویش می باشد . چنین پدری که دست به چاقو می برد و بدن پسر خود را می شکافد آیا غضب و خشم او و یا حتی انگیزه بدست آوردن پول و شهرت و .  . . سبب این کار او می شود و یا محبت و رحمت او نسبت به پسرش او را وادار به انجام چنین عملی می کند ؟

 در خصوص پروردگارمان نیز دقیقا به همین صورت است ، خدائی که هیچ نیازی به طاعت ما ندارد و نافرمانی ما نیز گزندی به او نمی زند ، آیا جز اینست که رحمت او منشأ خلقت جهنم می گردد تا بندگان او راه تباهی را طی نکنند ؟

ریشه عقوبت اخروی :

به علاوه بسیاری از هشدارهای الهی و اعلام عقوبتها و عذابهای پروردگار، خبر دادن از باطن و حقیقت اعمال خود ماست و قرآن کریم نیز این مطلب را به صراحت به ما گوشزد می کند . به عنوان نمونه اگر کسی مال یتیمی را به ناحق بخورد ، باطن همین عمل او ، آتش است و سوزانندگی و حرارت چیزی جدای از عمل او نیست . یعنی در حقیقت این شخص آتش می خورد (12) ، ولی چون امروز همانند فردی بیهوش می ماند ، حرارت آنرا احساس نمی کند ، ولی در قیامت حقیقت این عمل او آشکار می شود .

لذا خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم ما را از درستی و نادرستی اعمالمان آگاه می کند و ما را نسبت به عواقب و اثراتی که به دنبال عمل ما محقق می شود هشدار می دهد . همانند اینکه به کسی بگوئید اگر در مصرف غذا زیاده روی کنی ، به دل درد مبتلا می شوی . ابتلای به دل درد ، اثری است که به دنبال پرخوری ، آشکار می شود و چیزی جدای از پرخوری  نیست . در حقیقت ساختمان بدن ما به گونه ایست که این عمل ، این اثر را برای آن به دنبال خواهد داشت . در واقع حقیقت روح ما نیز به گونه ایست که در لحظه ارتکاب معاصی و گناهان،  آن اعمال در آن تأثیرات نامطلوبی خواهند گذارد ولی ما از تأثیر آنها پس از گذشت مدتی آگاه می گردیم . ( هرچند که عده ای همین امروز نیز باطن اعمال را می بینند . )

 لذا خداوند متعال در بسیاری از آیات ، تنها ما را نسبت به عواقب و تأثیراتی که خود اعمال به دنبال دارند آگاه می کند و ساختمان جهان و نظام حاکم بر آنرا به ما معرفی می نماید .

ظلم و تجاوز، تکلیف چیست ؟

از اینها نیز که بگذریم ، تکلیف کسانی که به حقوق دیگران دست درازی می کنند چیست ؟ آیا مهربان ترین انسانها ، از چنین افرادی به خاطر ظلم و تعدیشان قدردانی می کنند و یا اینکه آنان را مورد عتاب و مجازات قرار می دهند ؟ بالأخره در دموکرات ترین کشورها بعد از طی هزاران گام در راه تعلیم و تربیت مردم ، با مجرمانی که پا بر روی تمامی محبتها و مهربانیها می گذارند ، چه می کنند ؟ نظامهای اجتماعی گوناگون از چه طریقی افراد را نسبت به تجاوز به یکدیگر باز می دارند؟ آیا جز مجازات و تنبیه آنان راه دیگری را بر می گزینند ؟

پس مجازات متجاوزین به حقوق دیگران ، مسأله ای عقلی ، انسانی و فطری است که نقشی بازدارنده نیز دارد . عقوبت الهی نیز امری برخاسته از همین مسأله است . اگر این وعید الهی نسبت به سخت ترین عقوبتها نبود ، چه ضامن اجرائی نیرومندی در درون انسانها می توانست نفس سرکش آنان را مطیع خویش سازد و از دست درازی آنان به حقوق دیگران جلوگیری کند ؟

بنا بر این حتی خلقت جهنم و سخن گفتن از آن نیز ریشه در رحمت گسترده پروردگار دارد و خدای متعال با ذکر اثرات سوئی که به دنبال اعمال زشت ما به وقوع می پیوندد ، ما را هشدار می دهد . صد البته که در کنار آن ، عقوبت الهی خود بزرگترین ضامن و نیرومند ترین عاملی است که می تواند انسانها را از پایمال نمودن حقوق همنوعان خود و ظلم و ستم به یکدیگر باز دارد .