باسمه تعالی

شاید در مقام تشبیه، بتوان گفت که انسان به منزله تاجری است که به دنبال تجارت و کسب سود یا همان توشۀ آخرت است. سرمایۀ این تجارت “عمر” انسان است و جسم و جان آدمی، شریکی است که انسان با کمک آن تجارت می‌کند. نفع و سود حاصل این تجارت هم، کسب اخلاق حسنه و صفات الهی و اعمال صالح است که وسیلۀ رسیدن به نعمت‌های ابدی و سعادت اخروی است. ضرر و زیان در این تجارت نیز، کسب اخلاق ناپسند و ارتکاب گناهان و معاصی است که باعث ورود انسان به آتش دوزخ و عذاب اخروی می‌شود. فصل و زمان این کسب و کار هم، ایام زندگانی انسان و محل آن، این دنیا است.

هر تاجری در ابتدا با شریک یا با پیشکار خود شرط و پیمان می‌کند که چه چیزی را معامله بکند یا نکند و به چه قیمت بخرد و به چه قیمت بفروشد و بعد از آن نیز خود، شخصا مراقب رفتار و اعمال او و آگاه به احوال اوست که از شرط تجاوز نکند وپیمان را نشکند و سرمایه را تلف نکند. اگر هم جایی خطایی از او دید او را آگاه می‌سازد و اورا منع می‌کند به اوتذکر می‌دهد. هر از چندی نیز به حساب‌ها می‌رسد و سود و ضرر او را در تجارت ملاحظه می‌کند و اگر در تجارت کوتاهی کرده و خیانتی از او سرزده و سرمایه راتلف کرده، او را مؤاخذه می‌کند.

انسان عاقل و خردمند نیز پیوسته خود را در این تجارت مهم دنیا رصد می‌کند و به حساب سود و زیان خود می‌پردازد. در همین زمینه امام کاظم (علیه السلام) می‌فرمایند: “از شیعیان و دوستان ما نیست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده، سعى کند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نماید.”1

آری! پیوسته به حساب اعمال خود رسیدگی کنیم و مراقب باشیم تا مبادا عمر، این سرمایه ارزشمند و بدون جایگزین را به هدر ندهیم و ارزان نفروشیم!

(برگرفته از کتاب “كتاب معراج السعادة، تألیف “ملا احمد نراقي” (با اندکی تغییرات))

سایت رشد فرارسیدن 25 رجب، سالروز شهادت

پیشوای هفتم شیعیان،

حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم (علیهما السلام)،

را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت عرض می‌نماید.

 پایگاه اسلامی – شیعی رشد


پاورقی:

  1. قالَ علیه السلام : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ یَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إ سْتَزادَ اللّهَ، وَ إ نْ عَمِلَ سَیِّئا إ سْتَغْفَرَاللّهَ وَ تابَ اِلَیْهِ، وسائل الشّیعة : ج 16، ص 95، ح 21074.