علاقه و محبت خود را به او انکار نمی کرد و هیچکس برایش، جای او را نمی گرفت. صفحات تاریخ یکی پس از دیگری ورق می‌خورد، اما چند صفحه نخستین آن که نام او را در کنار نام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده بود، برای او چیز دیگری بود. در آن زمان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از اذیت مشرکان، رنج می برد و از دشواریها رنج می کشید، کسی بود که خاطر او را شیرین کام می کرد و از بار اندوه و غمهای او می کاست و موجب می شد که غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او کسی نبود جز خدیجه کبری (علیها السلام)، همان زن با ایمان و همان بانوی گرانقدری که یاور و شریک محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود…

تبسم خدیجه (علیها السلام)، کوله بار اندوه و دردها را از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سبک می کرد و محبت آشکار چهره اش، موجب می شد که آن حضرت دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد و قلب بزرگ و سرشار از عقیده و ایمان خدیجه(علیها السلام)، او را شادمان می نمود.

از این رو، وجود خدیجه (علیها السلام)، عامل مهمی در زندگی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بشمار می‌رفت و در حیات اسلام که در آن موقع در آغاز رشد و نمو خویش بود، نقشی مهم داشت.

به عنوان نمونه، عظیم ترین خطری که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز رسالت خود با آن مواجه شد، محاصره اقتصادی مسلمانان بود. اما اموال خدیجه (علیها السلام)، کلید شکست این محاصره به حساب می آمد. او مواد مصرفی را به چندین برابر قیمت واقعیش برای غذای مسلمانان می خرید تا آنکه سرانجام سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهائی مسلمین، سپری شد و نقشه دشمنانه مشرکان قریش با شکست و نا کامی مواجه گردید.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با خدیجه (علیها السلام) مدت 25 سال به بهترین نحو و در کمال توافق، ‌زندگی نمود و حتی آن بانوی بزرگوار پس از وفاتش نیز در ذهن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) باقی بود.لذا اگر چه پیامبر پس از خدیجه کبری(علیها السلام)، با همسران دیگری نیز زندگی نمود، اما قلبش همیشه به خدیجه تعلق داشت. ولی مگر در او چه دیده بود؟ این به خاطر ایمانی است که آن حضرت از خدیجه نسبت به پروردگار دیده بود و تصدیقی که از او نسبت به فرستاده الهی مشاهده نموده بود.

از طرفی نیز خدیجه(علیها السلام) هر چه داشت، در راه اسلام بخشید ، اما در عین حال نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، نهایت اکرام و تعظیم و دوستی را داشت.

ابن حجر که از علمای برجسته اهل تسنن است، می گوید: “از امتیازات خدیجه آن است که او همیشه پیامبر را گرامی می داشت و سخن او را چه قبل از بعثت و چه پس از بعثت تصدیق می کرد.”1

این محبت تا حدی نمود یافته است که یکی از ادبای مسیحی عرب2، آنرا این چنین می ستاید:” خدیجه دوستی خود را به همسرش بخشید؛ در حالیکه احساس بخشش نمی کرد، بلکه احساس می کرد که از او محبت و دوستی می گیرد و همه سعادت را از او کسب می کند. ثروتش را به او بخشید و حال آنکه احساس نمی کرد که می‌بخشد، بلکه احساس او این بود که از او هدایت را که بر همه گنجهای روی زمین برتری دارد، کسب می کند…”3

لذا پیامبر نیز در مقابل این عواطف و احساسات، رفتار به مثل کرد و این محبت را گرانبها می داشت. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بهار عمر خویش را با خدیجه سپری نمود و چون از مرگ خدیجه مصیبت زده شد، فراقش برای او گران آمد و از فقدانش احساس تنهائی می نمود.  از این رو سال وفات خدیجه و عمویش ابوطالب (علیهما السلام) را سال اندوه یا عام الحزن می نامید.

ستایش پیامبر از خدیجه، سخنی طولانی است که آنرا راویان حدیث و نویسندگان تاریخ، در آثار خویش بر شمرده اند. اما تنها به عنوان نمونه، عایشه که خود از همسران پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از خدیجه (علیها السلام) می باشد، علاقه و محبت شدید آن حضرت نسبت به خدیجه کبری(علیها السلام) را این گونه توصیف می کند: ” من خدیجه را هرگز ندیده بودم، اما آنچنان که بر خدیجه حسد ورزیدم، بر هیچ یک از همسران پیامبر رشک نبردم، چرا که پیامبر او را بسیار یاد می کرد4…. او از خانه بیرون نمی آمد مگر آنکه خدیجه را یاد می کرد و او را به نیکی ستایش می نمود5… و از ستایش او و استغفار برای او دل تنگ و خسته نمی‌شد6… هرگاه رسول خدا گوسفندی را ذبح می کرد، می گفت آن را به دوستان 7خدیجه بفرستید. سر انجام روزی علت این کار را پرسیدم؛  فرمود: من دوست خدیجه را هم دوست دارم…. “

آیا واقعا بانوئی که این چنین دوستی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گرامیداشت او را در حیات و ممات به خود اختصاص می دهد، شایستگی آنرا ندارد که تاریخ او را جاودان نماید و آیا شایسته نیست تا پژوهشگران برای مطالعه سیره و فضائل او زانو بزنند تا از او عقیده راستین و ایمان استوار و نمونه های عالی را الهام بگیرند؟

( بر گرفته از کتاب”خدیجه (سلام الله علیها)”، تألیف “علی محمد علی الدخیّـل” )

سایت رشد، 10 رمضان، سالروز وفات

مهربان یار و یاور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیکو مادر مؤمنان

حضرت خدیجه کبری(علیها السلام)

را به تمامی مسلمین تسلیت می گوید.

………………………………..

پاورقی ها:

  1. 1-الإصابه، جلد 4، صفحه 275
  2. 2- سلیمان الکتانی
  3. 3-فاطمه الزهرا، وتر فی قمد، صفحه 112
  4. 4-مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 186- أسد الغابه، جلد 5، صفحه 438
  5. 5- الإستیعاب، جلد 2، صفحه 721- أسد الغابه، جلد 5، صفحه 539
  6. 6-سیر أعلام النبلاء، جلد 2، صفحه 82
  7. 7-الإصابه، جلد 4، صفحه 275