عبدالعزیز بن مسلم می‌گوید که ما به همراه امام رضا (علیه السلام) در مرو بودیم. در آغاز ورود، در مسجد جامع شهر جمع شدیم. حضار در مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم در آن زمینه را بازگو می‌کردند. من خدمت امام رضا (علیه السلام) رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت به عرضش رساندم. حضرت، لبخندی زد و فرمود: “ای عبدالعزیز، مردم نفهمیدند و از آرای صحیح خود فریب خورده و غافل گشتند…

مگر مردم مقام و منزلت امامت را در میان امت می‌دانند تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟ همانا امامت قدرش والاتر، شأنش بزرگتر، منزلتش عالی تر، مکانش بالاتر و عمقش ژرفتر از آنست که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرایشان آن را دریابند و یا با انتخاب خود امامی منصوب کنند. امامت مقامی است که خدای عز و جل بعد از رتبه نبوت و خلیل بودن به ابراهیم خلیل اختصاص داد و با آن فضیلت، مشرفش ساخت و نامش را بلند و استوار نمود و فرمود: “همانا من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.”[note]1 “… إنی جاعلک للناس إماما…” (سوره بقره، آیه 124)[/note] ابراهیم خلیل از نهایت شادمانیش برای آن مقام عرض کرد: “از فرزندانم چطور؟”[note]2- “… و من ذریتی…” (سوره بقره، آیه 124)[/note] خدای تبارک و تعالی فرمود: “پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.”[note]3- “… لا ینال عهدی الظالمین” (سوره بقره، آیه 124)[/note] پس این آیه امامت را برای ستمکاران تا روز قیامت باطل ساخت و برای برگزیدگان گذارد. سپس خدای تعالی ابراهیم را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزیده و پاکش قرار داد و فرمود: “و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم؛ و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند…”[note]4- “و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا…” (سوره انبیاء، آیه 73 – 72)[/note]

امام، همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک، پناه بندگان خدا در گرفتاریهای سخت است. امام امین خدا در میان بندگان اوست و حجت خدا بر بندگانش و خلیفه او در شهرهایش و دعوت کننده بسوی او و دفاع کننده از حقوق اوست. امام از گناهان پاک و از عیبها برکنار است.

همانا چون خدای عز و جل بنده‌ای را برای اصلاح امور بندگانش انتخاب فرماید، سینه‌اش را برای آن کار باز کند (به او شرح صدر عطا کند) و چشمه‌های حکمت را در دلش گذارد و علمی به او الهام کند که از آن پس، از پاسخی (پاسخ پرسشی) در نماند و از درستی منحرف نشود. پس او معصوم و تأئید شده و با توفیق و استوار گشته است. از هر گونه خطا و لغزش و افتادنی در امان است. خدا او را به این صفات امتیاز بخشیده است تا حجت رسای او بر بندگانش و گواه بر مخلوقاتش باشد و این بخشش و کرم خداست که به هرکه خواهد عطا کند و خدا دارای کرم و بزرگی است.

آیا مردم چنان قدرتی دارند که بتوانند چنین کسی را انتخاب کنند و یا ممکن است انتخاب شده آنان این گونه باشد تا او را پیشوا سازند؟…

« برگرفته از کتاب اصول کافی، جلد 1، صفحات 203- 98، تالیف شیخ کلینی (ره) (به همراه تلخیص) »

 

1383/2/1

پاورقی‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *