باسمه تعالی

در روز عاشورا و موقعی که همه ياران امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسيده بودند، ایشان در آخرین لحظات و در هنگام شهادت، وصیتی به فرزند خود امام سجاد (علیه السلام) نمود. یکی از کلیدی‌ترین ابعاد این وصیت، که در شرایطی بیان شده که لازم است مهم‌ترين و حساس‌ترين مطالب بيان شود، در جمله زیر خلاصه می شود:

“ای فرزندم! از ظلم به کسي که در برابر تو، هيچ ياري‌کننده‌اي به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.”[note]1- …عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: لما حضر علي بن الحسين (عليهما السلام) الوفاة ضمني إلى صدره، ثم قال: يا بني أوصيك بما أوصاني به أبي (عليه السلام) حين حضرته الوفاة وبما ذكر أن أباه أوصاه به، قال: يا بني إياك وظلم من لا يجد عليك ناصرا إلا الله (کافی، جلد 2، صفحه 331)[/note]

شاید بارزترين مصداق این روایت، همان واقعۀ کربلاست که در آن واقعه، افراد شروری به امام حسین (علیه السلام) و خاندان و یاران ایشان ظلم کردند و آنان را با آن وضعيت به شهادت رسانيدند و پس از شهادت مردان، زنان و کودکان را، در حالی که هيچ ياوری به جز خداوند متعال نداشتند، به اسارت بردند. اما این روايت، صرفاً مربوط به آن زمان نيست و همواره مصداق‌های متفاوتی را در بر می‌گیرد. ظلم به افراد بی‌پناه و بی‌ياور، اقسامی دارد که ذيلاً چند نمونه از آن بيان می‌گردد:

1- ظلم برخی حکومت‌ها به مردم بي پناه می‌تواند از مصادیق مهم این روایت باشد، یعنی افرادی که بر يک ملت مسلط می‌شوند و نسبت به آنان ظلم روا می‌دارند و آن ملت در برابر ظلم ظالمان، ياوری جز خداوند براي خويش نمی‌يابند. همچنین ظلم کارفرما به کارگر نيز ظلم بزرگی است، به خصوص هنگامی که کارگر مجبور است برای يک کارفرما کار کند و اگر ستم و زورگويی او را نپذيرد، اخراج می‌شود و بی‌کار می‌گردد.

2- ظلمی که اعضای خانواده نسبت به هم روا می‌دارند نیز می‌تواند مثال دیگری از ظلم به افراد بی‌پناه باشد. مثلا هنگامی که زن، پشتيبان ندارد و مجبور است به ظلم شوهر خويش بسوزد و بسازد و همچنين مرد، مجبور است برای حفظ آبرو يا جهات ديگری، ظلم همسر خويش را تحمل کند. سرزنش، زخم زبان، نيش و کنايه به همسری که پناهگاه و پشتيبان و ياوری جز خداوند ندارد، ظلم بزرگی است. گاهی اوقات يک مادر پير و ناتوان، به جز فرزند خويش هيچ کس ديگری را در اين دنيا ندارد و چاره‌ای جز تحمل آزار و اذيت او و شنيدن کنايه‌های نيش‌دار او ندارد. یا دختری که مقدمات ازدواج او فراهم نشده و تحت تکفل پدر و مادر است، شرايط حساسی دارد و نبايد با زورگويی، درشت‌گويی و يا سرزنش و اهانت پدر و مادر مواجه شود.

3- مصداق دیگر ظلم به افراد بی‌ياور، گناهانی نظير غيبت، تهمت و شايعه‌پراکنی است که متأسفانه در جامعه بسيار رايج و شايع است. در بسياري از محافل، برای کسی که حضور ندارد، عیب او را بیان می‌کنند یا علیه او شايعه‌سازی و شايعه‌پراکنی می‌کنند و چون نمی‌تواند از خودش دفاع کند و پاسخ بدهد، در آن جلسه ياوری جز خداوند ندارد و مظلوم واقع می‌شود. بردن آبروی ديگران و هتک حرمت و اهانت به شخصيت ساير انسان‌ها، حق‌الناس است و اگر انسان نتواند جبران حق‌الناس خويش را بکند، عاقبت سوئی در انتظار او خواهد بود. باید با تأسف گفت که بسياری از رسانه‌های گروهی، روزنامه‌ها و سايت‌های اينترنتی، امروزه مطلبی منتشر می‌کنند و خودشان هم می‌دانند که تهمت است، ولی منتظر می‌مانند تا تکذيب شود. اما وقتی آبروی کسی رفت و شخصيت او در اذهان عمومی خدشه‌دار شد، تکذيب مطلب سودی به حال وی نمی‌بخشد و جبران آبروی رفته را نمی‌نمايد.

البته تأکید می‌شود که هر نوع ظلمی نکوهیده است. اما از این روایت برمی‌آید که ظلمی که در آن مظلوم یاوری جز خدا ندارد خطرش بیشتر و عواقبش هولناک‌تر است. اگر هم ظلمی از کسی سرزد يا شاهد ظلم ديگران بود و از مظلوم دفاع نکرد، بايد فوراً توبه کند و به جبران ظلم واقع شده بپردازد.

(برگرفته از درس اخلاق “آیت الله مظاهری” (با تغییرات و اضافات جزئی))


پاورقی: