ارتباط خویشاوندی با نیکان و شایستگان، به ویژه اگر با پیامبر و آل پیامبر (علیهم السلام) باشد، از ارزش­هاى مقبول همگان است. البته ارزش خویشاوندی با اهل بیت (علیهم السلام)، زمانى است که دارنده­اش از آن بهره گیرد؛ وگرنه یک ضد ارزش خواهد بود؛ همانند علمى که اگر به آن عمل نشود و هدایت صاحب علم را تضمین نکند، ارزشى براى او ندارد.

حضرت عبدالعظیم فرزند عبدالله بن علی، نسبش با چهار واسطه به امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى­رسد و این شرافت، با حرکت ایشان در مسیر امامان معصوم و پیروى از آنان صد چندان شده است.

آقا بزرگ تهرانى نوشته است: «حضرت عبدالعظیم حسنى، امام رضا و امام جواد (علیهما السلام) را درک کرده و ایمان و اعتقاداتش را بر امام هادى (علیه السلام) عرضه داشته و در زمان ایشان وفات کرده است؛ چرا که از امام هادى (علیه السلام) نقل شده که به بعضى از مردم رى فرمود: “…اگر قبر عبد العظیم را زیارت مى­کردى، چونان کسى بودى که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرده است.”(۱) »(۲)

ائمه (علیهم السلام) در تعالیم خود به ما فرموده­اند: «منزلت افراد در نزد ما را، به اندازه روایاتى که از ما نقل می کنند، بشناسید.»(۳) و یا در روایتى مى­خوانیم: «منزلت شیعیان ما را به اندازه روایتى که از ما نقل مى­کنند و درکى که از ما دارند، بشناسید.»(۴)

در ارزشمندى و فهم حضرت عبد العظیم،  همین بس که امام، دیگران را به وى ارجاع مى­دهد و توصیه مى­کند تا از او فراگیرند و بیاموزند.

در این رابطه ابوحماد رازى گوید:”در سامرا به خدمت امام هادی (علیه السلام) رسیدم و سؤالاتى درباره حلال و حرام پرسیدم و ایشان پاسخ دادند. در هنگام خداحافظی، حضرت به من فرمود: «اى حمّاد! هر زمان که در منطقه­ات چیزى از امور دینى بر تو مشکل شد، درباره آن از عبدالعظیم حسنى بپرس و سلام مرا نیز به او برسان.»(۵)

نشر حدیث، ارزشى است که عبدالعظیم در رى هم بدان اشتغال داشت و حتى در زمان اختفاى خویش، بدان همت مى­گمارد. در برخى روایات، راوى متذکر مى­شود که این حدیث را از عبدالعظیم حسنى در رى شنیده است.(۶)

مصاحبت با چند امام که در شرایط مختلف مى­زیسته­اند و همراهى با آنان که هر کدام دوران حساس و سختى را سپری کرده­اند، بسیار ارزش­ساز است. مصاحبت آن بزرگوار ویژگی­هایی داشته است که وى را ممتاز مى­سازد: گاه مصاحبت از نزدیک و یا مداوم نیست؛ اما مصاحبت عبدالعظیم حسنى با امامان (علیهم السلام) از نزدیک و پیوسته بوده است. گاه این مصاحبت تنها با یک امام است که این نیز بسیار ارزشمند است؛ ولى روشن است که همراهى با چند امام، بیشتر بازگو کننده عظمت و ارزشمندى آن صحابى است. مصاحبت‌ها گاه صرفا یک همراهی فیزیکى است؛ ولى گاه مصاحبتى همراه با آموزش و فراگیرى است. حضرت عبدالعظیم نه صرفا در کنار امام است، بلکه در این مصاحبت از امام مى­آموزد و فرا مى­گیرد. همین ویژگى، مصاحبت وى را ارزشمند مى­سازد.

از سوی دیگر، اطاعت و پذیرش حضرت عبدالعظیم حسنى نیز ارزش مصاحبت وى با امامان را مى­افزاید. بنگرید که چگونه امام هادی (علیه السلام) او را این گونه مى­ستاید: «درود بر تو‌ای ابا القاسم که تو از دوستان حقیقی ما هستى».(۷) و یا پس از عرضه دین و اعتقادات خود به امام هادی (علیه السلام)، ایشان این گونه وى را تأیید مى­کند: «تو همان دینى که پسندیده خداست، از ما فرا گرفته­اى».(۸) و در ادامه امام (علیه السلام) او را چنین دعا می‌کند: «خداوند تو را با گفتار ثابت و استوار در دنیا و آخرت تثبیت کند».(۹)

عبدالعظیم حسنی سال‌های پایانی عمر خود را در هجرت، فرار و آوارگى به سر برد. این سال‌ها نمادی بر حضور، انجام وظیفه و احساس مسئولیت اجتماعى و هوشیاری سیاسى و قدرت مخالفت وى با حکومت است.

در بعد عبادی نیز او چهره‌ای خاص و مثال زدنی دارد. نجاشى مى­نویسد: “…عبدالعظیم در حال فرار از سلطان به رى آمد و در سرداب خانه مردى از شیعه در کوچه موالى ساکن شد. او در همان سرداب، به عبادت خدا مى­پرداخت؛ روز را روزه مى­گرفت و شب را به عبادت مى­گذراند … پیوسته در همان سرداب بود و خبر ورود او به شیعیان یکى پس از دیگرى مى­رسید؛ تا آن­که اکثر شیعیان با او آشنا شدند.»(۱۰)

روزهای پایانی عمر پربرکت حضرت عبدالعظیم با بیماری او همراه بود تا آن که دیده از جهان فروبست و پیکر مطهرش را به باغ عبدالجبار بردند و نزدیک درخت سیبی به خاک سپردند. قبر ایشان در شهر ری، از همان روز محل رفت و آمد دوستداران فضیلت و دلباختگان خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردیده است.

(برگرفته از مقاله “خورشید ری”، تألیف: “مهدى حسینیان قمى”، (انتشار یافته در جلد ۳ مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)))

سایت رشد، فرارسیدن ۱۵ ماه شوال، سالروز وفات

یاور دین، محدث امین و پیرو راستین ائمه (علیهم السلام)

حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تعزیت می‌گوید.

پاورقی ها:

۱- “…فقال (علیه السلام): أما إنک لو زرت قبر عبد العظیم عندکم لکنت کمن زار الحسین (علیه السلام)” (کامل الزیارات، صفحه ۳۲۴؛ ثواب الاعمال، صفحه ۹۹؛ وسائل الشیعه، جلد ۱۴، صفحه ۵۷۵)

۲- ادرک عصر امام الرضا (علیه السلام) و الجواد (علیه السلام) و عرض ایمانه على الامام الهادى (علیه السلام) و توفى فى ایامه؛ لأنّه ینقل عنه أنّه قال لبعض اهل الرىّ: لو کنت زرت قبره، لکنت کمن زار قبرالحسین علیه السلام؛ (رجال نجاشى، صفحه ۲۴۸)

۳- قال الصادق (علیه السلام): “إعرفوا منازل الرجال منا على قدر روایتهم عنّا” (رجال الکشی، صفحه ۳؛ وسائل الشیعه، جلد ۲۷، صفحه ۱۴۹)

۴- قال الصادق (علیه السلام): “إعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنا و فهمهم منا” (غیبت نعمانی، صفحه ۲۲)

۵- “أبو حمّاد الرازى یقول: دخلت على علی بن محمّد (علیه السلام) بسرّ من رأی. فسألته عن أشیاء من الحلال و الحرام. فأجابنى فیها. فلمّا ودّعته، قال لی: یا حمّاد! إذا اشکل علیک من أمر دینک بناحیتک، فسل عنه عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى و اقرأه منّی السلام.” (مستدرک الوسائل، جلد ۱۷، صفحه ۳۲۱)

۶- به عنوان نمونه مراجعه کنید به کتاب أمالی طوسی، صفحه ۴۹۴

۷- “مرحبا بک یا أبا القاسم! أنت ولینا حقّا …” (أمالى صدوق، صفحه ۴۱۹؛ کفایه الأثر، صفحه ۲۸۶)

۸- “یا أباالقاسم! هذا و الله دین اللّه الذى ارتضاه لعباده” (همان)

۹- “…ثبتک اللّه بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره” (همان)

۱۰- “…کان عبدالعظیم ورد الرى هاربا من السلطان و سکن سربا فی دار رجل من الشیعه فی سکه الموالى و کان (فکان) یعبد الله فی ذلک السرب و یصوم نهاره و یقوم لیله … فلم یزل یأوی إلى ذلک السرب و یقع خبره إلى الواحد بعد الواحد من شیعه آل محمّد (علیهم السلام) حتّى عرفه أکثرهم.” (رجال نجاشى، صفحه ۲۴۸، عنوان ۶۵۳)